تبلیغات
بیر وفا
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی حمیدی
نویسندگان
نظرسنجی
از وبلاگ خوشتون اومد







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چاپ این صفحه



در این وبلاگ
در كل اینترنت
بیر وفا




مترسک انقدر دست هایت را باز نکن کسی تورو در اغوش نمیگیرد

ایستادگی همیشه تنهاییی دارد........

مترسک انقدر دست هایت را باز نکن کسی تورو در اغوش نمیگیرد ایستادگی همیشه تنهاییی دارد.....





نوع مطلب : عکس های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه چهارم شهریور 1392 :: نویسنده : ساناز ساناز
نظرات ()


ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه هجدهم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()


کلاس نمونه دوم برق

شاید کلاس ما بهترین کلاسی با شد که مدرسه طالقانی از روز تاسیس خود تجربه کرده باشد

کلاس ما آنقدر نمونه بود که همه معلم ها در مئرد کلاس ما حرف میزدند

آن قدر نمونه بودیم که یک مدرسه را بردند شلمچه ولی ما را نبردند

گفتند اگر شما را ببریم شلمچه{بِتَرین چووریسوز باشینا}

آن قدر نمونه که شاگرد اول همیشه سوت بلبلی میزد

یکی صدای موتور در می آورد یکی لامپ های کلاس دسگه رو باز میکرد و می برد می فروخت.

یکی فریاد میزد یکی به تخت می کوبید یکی می رقصید

کار کلاس ما به جایی کشید که معاون عزیزمان به ما قول داد انظباط تمام بچه های کلاس  کمتر از 15 شود

که هم این طور هم شد

نویسنده:مهدی حمیدی

منبع:www.birvafa.mihanblog.com





نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه هجدهم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك هاhttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها
فانتزی های من اینه که اینترنت پر سرعت بخرم و بیارم ببینم dial upسرعتش از اون بیشتره


فانتزی من اینه که تو مسابقات جهانی بوکس هیکل حریفم رو ببینم و انصراف بدم 
جدید ترین نوع فانتزیم اینه که از خودم فانتزی دَر وَ کنم


فانتزی من من اصلا فانتزی ندارم


فانتزی من اینه که موقع تحویل سال از رو مبل بپرم بالا و به دوستام بگم من یه سال رو هوا بودم


یکی از فانتزیام اینه که بعد از دیدن فیلم اکشن بزنم دست و پای خودم رو بشکنم


فانتزی من اینه که بدونم کی فانتزی رو کشف کرده

فانتزی من اینه که هر کی هر چی ازم پرسید بگم پَ نَ پَ


فانتزی من اینه که سه ماه تابستون رو دنبال کار بگردم و کار پیدا نکنم


فانتزی من اینه که از بانک کشاورزی یه ماشین برنده بشم در حالی که هرگز در اون بانک حساب نداشته باشم


نویسنده:مهدی حمیدی
منبع:www.birvafa.mihanblog.com
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك هاhttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك هاhttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك هاhttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها : فانتزی، فانتزی های جدید، جدیدترین نوع فانتزیام،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه سوم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها
داستان کوتاه جالب
 یه روز با یه نفر که اهل زینال کندی بود
 دست دادم  بعد از احوال پرسی و خداحافظی کردن 100 متری جلوتر نرفته بودم
 که دیدم ساعتم نیست 
بعد از کمی فکر کردن متوجه شدم 
که من اصلا ساعت نداشتم
 و به راه خود ادامه دادم

نویسنده:مهدی حمیدی
منبع:www.birvafa.mihanblog.com

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، داستان کوتاه جالب، داستان جالب،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه سوم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
داستان اعتماد به دوست:
با یک نفر که تازه باهاش آشنا شده بودم تو پارک وایساده بودیم اونم داشت از دوستاش دَم می زد
که اگه الان تو پارک دعوا کنه  رامین از این طرف میاد
سعید از اون طرف میاد
مهدی همین  نزدیکی هاست
و فلان کس و فلان کس
همین طور داشت حرف میزد که یه پسر قد بلنداز جلومون رد شد که یک شلوار لی با یک جفت کفش ایمنی پوشیده بود
دوستم گفت :یه شلوار لی بپوشی با یک جفت کفش ایمنی و بیای دختر بازی کنی 
که طرف بدون چون و چرا برگشت و به دوست جدیدم  یک لگد زد
منم نامردی نکردم و هلش دادم گفتم دادا چیکار داری می کنی 
که اگه من به دادش نرسیده بودم پسره حسابش رو رسیده بود
بعد از رفتن پسره دوستم برگشت و بهم گفت:حیف که داوود اینجا نبود
نتیجه ی اخلاقی:
 نزدیک ترین دوستان خطرناک ترین دشمنان هستند

 نویسنده:مهدی حمیدی
منبع:www.birvafa.mihanblog.com

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان عبرت انگیز، داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه سوم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها
داستان عبرت انگیز مهندس شدن
وقتی تو زنجان کار می کردم یه آبداری چی آورده بودند که کاملا آش خور بود  
این آقا آبدارچی از یه مهندس پرسید آقا مهندس آدم چند سال درس بخونه مهندس می شه؟؟؟؟؟؟؟
آقا مهندسه هم نامردی نکرد و در جواب گفت:  تو آدم بمون نمی خواد مهندس بشی

نویسنده:مهدی حمیدی
منبع:www.birvafa.mihanblog.com


http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان کوتاه طنز، داستان کوتاه، داستان عبرت انگیز،
لینک های مرتبط :


سه شنبه دوم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها
نتیجه ی
             آرایش
                       دختر
                               ایرونی
                                          را 
                                              زمانی
که دختر همسایه را صبح زود که از خواب بیدار شده بود و آرایش نکرده بود
و یکی دو ساعت بعد که با دوستش داشت میرفت بیرون و آرایش کرده بود دیدم و فهمیدم
 

دقیقا:گنجشک+لوازم آرایشی =طوطی

نویسنده: مهدی حمیدی
  منبع:www.birvafa.mihanblog.com

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها




نوع مطلب : مطالب جالب، 
برچسب ها : آرایش کردن دخترا، طنز، زندگی بدون لوازم آرایشی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه یکم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها
تنها روی نیمکت حیاط نشسته بودم ساعت حدود 9 شب بود دلم خیلی گرفته بود  احساس می کردم یک وزنه100 کلویی روی قلبم گذاشته اند 
 به
راستی که انسان از یک  ثانیه بعد خود خبر ندارد
که ناگهان دیدم دو تا دختر 
پرنسس/بازیگر هالیود/یا هر چیز دیگری که به فکرتان برسد
از جلوی من رد شدند
که ناگهان دیدم دوباره بر گشتند  با خود گفتم بیایید با هم دوست شویم که ناگهان  سحر رو به روی من ایستاد و گفت   
آقا  این در چرا بسته است   }منظورش در فرعی مجتمع بود{ گفتم نمی دانم من که مسئول این جا نیستم 
سحر به سمانه گفت بیا از در  اصلی برویم سمانه گفت نه من پام درد می کنه و مثل گربه از زیر در رد شد 
سحر نمی خواست از زیر در رد بشه 
من به سحر گفتم بیا با دوچرخه من برو ولی او قبول نکرد اوهم از زیر در رد شد و رفتند
چند دقیقه از رفتن آنها نمی گذشت که با خود گفتم از نشستن در این جا چیزی حاصلم نمی شود  پس با سرعت 180 تا پریدم روی دوچرخه و دنبالشون افتادم
وقتی بهشون رسیدم گفتم من همی دور و بَر ها هستم 
سمانه گفت دستت درد نکنه
چند قدمی جلو نرفته بودیم که دو بچه سوسول پیدا شون شد  
وقتی دیدم دست بردا نیستند گفتم دادا بیا این جا وقتی اومدن گفتم  افتادین دنبال دخترا 
گفتن نه بابا و راهشون رو کشیدن و رفتن بعد از اونا دو تا موتور سوار پیداشون شد که  یکی شون هم سن پدرم بود  بهش گفتم  هم سن پدرمی آخه من به تو چی بگم
موتور سواره هم راهش رو کشید و رفتن وقتی وارد کوچه ای  شدند حدود 10 تا پسر  از روبه رو می اومدن که نمی دونم  
چی بهشون گفتند سمانه برگشت و گفت }بوق{
خلاصه این جا ایران است سخت است دختر باشی و زندگی کنی
همه برای خواهر مادر خود غیرتی هستند ولی به ناموس دیگران به چشم بد نگاه می کنند

نویسنده: مهدی حمیدی
منبع:www.birvafa.mihanblog.com

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شكلك ها





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : داستان، عبرت انگیز، داستان عبرت انگیز، این جا ایران است،
لینک های مرتبط :


دوشنبه یکم مهر 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()




نوع مطلب : عکس های طبیعت، 
برچسب ها : آبشار، عکس طبیعت، آبشار شلماش،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()





نوع مطلب : عکس های جالب وخنده دار، 
برچسب ها : زرافه رنگارنگ،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 :: نویسنده : مهدی حمیدی
نظرات ()


( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   ...